
دبیره تو سی دیه هی به ایکس میگه ایسک هی خندم میگیره ! اصلن نفمیدم چی شد ..
گفتم بیام بگم . الان برم باز درس بخونم!
+به این نکته توجه مبذول بفرماین که :
یه جای جزوه م نوشتم 10ضربدر1 به اضافه 19 مساوی با 200
عمق فاجعه رو توجه فرمودین ؟ من رو این جزوه دارم میخونم برای فردا !
تو بعضی جاهای جزوه ریاضیم این علامت ها هست : =( =) D= =P
که نمیدونم شکلکه یا ادامه ی فرمول !
+الان یه چی تو وبلاگ سیا خوندم یادم افتاد به یه خاطره که تو شمال یه خونه گرفتیم بعد هزارپا می اومد تو
هی ما جیغ میزدیم هزار پا هزارپا . بابام میکشتشون. بعد روشنک ندیده بودشون ولی خیلی میترسید ..اذیت که میکرد میگفتیم اینجا هزار پا داره ها دیگه اذیت نمیکرد .. بعد یه روز هزار پا نشونش دادم گفتم این میدونی چیه گفت نه گفتم هزار پا .. بعد دیگه نترسید از هزارپا . بعد گفتم بدبخ فکر میکردم هزارپا حالا چی چی هست!
چیز دیگه ای که متوجه شدم این بود که توی این ۴سال که تو این وبلاگ مینوشتم فقط یه اتفاق خوب افتاد برام که خوشحال بشم .. خوش حالی که زود نپره البته. که تولد روشنک بود که پستشو گذاشتم باشه.
چیز دیگه هم که فهمیدم این بود که من هیچ وقت نویسنده خوبی نخواهم شد و البته هیچ وقتم دنبال نویسنده شدم نیستم
این جا رو هم میزارم برا ۲ چیز یکی وقتی که خواهر زاده دومم دنیا اومد بعدنا نیاد بگه خاله خوبم نداریم واسه تولد دخترخاله م پست گذاشت تو وبلاگش واسه من نذاشت. یکی هم برا اینکه با خوشحالی بیام بگم دانشگا پیام نور شلغم آباد رشته ی تربچه شناسی قبول شدم
همچنان با نام نقطه در خدمتتان هستیم اصلن شایدم فردا همه ی این حرفا تکذیب شد!
این پست جنبه ی اظهار محبت داره.
ماه کوچولو...با اینکه دوروز از تولدت یعنی ۲۰ مرداد گذشته من الان ورودتو به این دنیا ٬به خودم و خواهرهام و مادرم و کلا هرکی که از تولد تو خوشحاله رو تبریک میگم..
امیدوارم تو این دنیا همیشه سالم و خوشبخت باشی ...
+ نی نی سمت راست نی نی ما هست قربونش برم ![]()
و اون یکی پسر زن تخت بغلی خواهرم (میگفت میخاد اسمشو عباس بزاره)... -

+خیلی خوشحالم خیـــــــلی...من عاشقتم![]()
+دو سال و9ماه بعد: